ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
180
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
( 432 ) سال چهار صد و سى و دو بيان آغاز دولت سلجوقيان و ثبت اخبار آنها بدنبال هم در اين سال پادشاهى ، سلطان طغرلبيك محمد و برادرش چغربيك داود فرزندان ميكائيل بن سلجوق بن تقاق استوار گرديد . نخست گزارش احوال پدرانشان را ياد مينمائيم و سپس احوالى را كه چگونه دگرگونى يافت تا اينكه بپادشاهى رسيد . با اينكه من بيشتر اخبار آنها را با گذشت سالها مقدمتا ياد كردهام . با اين همه در اينجا مجموع رويدادها را ياد ميكنم كه سياق واحدى داشته باشد و اين بهتر است و گويم ، اما تقاق ، معنايش تير تازه است و مردى با شهامت . و صاحب رأى و تدبير و مقدم بر تركان غز بود . و مرجع آنان بشمار ميرفت و از هيچ گفتهء او سر برنميتافتند ، و از اوامرش تجاوز نميكردند . روزى از روزها چنين اتفاق افتاد كه پادشاه تركان كه بيغو ناميده ميشد سپاهيان خود گرد آورد و قصد رفتن به بلاد اسلام كرد . تقاق او را از اين كار نهى كرد و گفتگو در اين باره ميان آنها بدرازا كشيد ، پادشاه ترك ، بدرشتى سخن گفت ، تقاق بر سرش كوبيد و سرش جراحت يافت ، خدمتگزاران پادشاه ترك ، تقاق را احاطه كرده و ميخواستند او را بگيرند ، جلويشان را گرفت و با آنها بجنگيد ، و يارانش كه با وى بودند گرد آمدند و او را مانع از جنگ و ستيز شدند ، و سپس از هم جدا شده و بين آنها صلح شد و تقاق نزد بيغو بماند و فرزندش سلجوق به دنيا آمد . و اما سلجوق همين كه بزرگ شد آثار و امارات نجابت . و علامات تقدم در او آشكار گرديد ، پادشاه تركستان او را نزديك به خود و بر سايرين پيشى داد و لقب « سباشى » بوى ببخشيد كه معنايش فرماندهى ارتش است . همسر پادشاه شوى خود